ساریناسارینا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 20 روز سن داره

دختر نازنینم سارینا

هدیه برای ساریناجون

سلام ساریناگلم امروز روز جمعه 91.9.10 تو امروز چندساعت بیشتر نیست که متولد شدی و چشمات باز کردی امروز صبح ساعت 9 بابابزرگ ابوالفضل اومد خونمون و هدیه ای که با مامان ملیحه برات خریدن بهت داد برات دستبند خریده بودن و دایی میثم هم یه گوشواره خوشگل خریده بود که بابابزرگ ازطرف دایی میثم بهت داد و بعدش خاله فرزانه اومد اونم برات یه گوشواره خریده بود و بهت داد بعدشم که خاله فریده اومد اونم برات یه گردنبد الله اورد. همون شب هم بابابزرگ حسین و مادربزرگ مدینه اومد که برات 200هزارتومان پول دادن و بعدش عمو روح الله و عمو محمد وعمه طیبه و عمه طاهره هم هرکدام 50هزارتومان کادو بهت دادن ...
23 فروردين 1392

91.9.10اولین حمام ساریناوسرمه کشیدن و گفتن اذان در گوشش

سلام سارینای گلم امروز تصمیم گرفتیم ببریمت حمام برای اولین بار تو تازه امروز هنوز 1روزتم نشده عزیزم امروز ساعت 4ونیم ظهر مادربزرگ ملیحه بردت حمام و بعدش که حمامت دادیم ساعت 5 بعدازظهر برات با سرمه ابرو کشیدیم تا ابروهات مشکی تر بشه و در ساعت 5و 15موق اذان عصر که تو هم 1روزت شد باباهادی در گوشت اذان گفت و بعد هم اسمت گفت جوجوه دختر خودمو اینم عکس حمام رفتن اینجا 28 روزه هستی ...
23 فروردين 1392

91.9.16گوسفند قربانی کردن برای ساریناجون

امروز 91.9.15و روز 4شنبه است وتو 7روزه هستی که صبح امروز بابابزرگ ابوالفضل وباباهادی ساعت 9 رفتن برای خرید گوسفند و ساعت12 یه گوسفند خوشگل و بزرگ آوردن و در پارکینگ بستن تا برای فردا قربانی کنیم تا اینکه امروز 91.9.16روز پنجشنبه ساعت 1ظهر قصاب آمد ومن و سارینا وخاله فریده و باباهادی و بابابزرگ ابوالفضل و مادربزرگ ملیحه رفتیم جلوی درب پارکینگ و کمی بعدهم دایی میثم آمد وقتی سر گوسفند و بریدیم بابابزرگ کمی از خونش به صورت همه ما مالید و بعدهم باباهادی 1فشفشه رنگی در وسط خیابان روشن کردوبعدش  آمدیم بالا و گوشتهارا تقسیم کردیم تاساعت 6عصر شب هم من و تو باباهادی  مادربزرگ ملیحه رفتیم جاده ساحلی کمی نشستیم و وباره 1فشفشه رنگی دیگه روشن کر...
23 فروردين 1392

عکس قلب دخترشیطون ونازم

در تاریخ 91.2.14رفتم سونوگرافی و دکتر قلب کوچولوت نشونم داد ومنم اینقدر ذوق کردم که از مانیتور خانوم دکتر عکس قلب کوچولوت گرفتم.بوس بوس دخترم این صورتیه قلبته ...
23 فروردين 1392

سال 92 مبارک

عزیزم عشقم سال 92 مبارک ان شاالله سال خوبی داشته باشی و بهترین هارو برایت آرزو دارم نازنینم اینم چندتا عکس ماجرای تحویل سال بعدا برات مینویسم چون الان واقعا از دست تو خسته هستم چون ...ماجرا دارد...این عکس قبل از تحویل سال انداختم ازت و این عکسای سفره هفت سینمون   این سفره هفت سین بخاطر جنابعالی  تا آخر 13بذر گوشه خانه پهن است   ...
23 فروردين 1392